سفر آزاداندیشانه یک مرجع تقلید

چندی پیش آیت الله العظمی جوادی آملی حفظه‌الله سفری تبلیغی به عتبات مقدسه عراق داشتند، در این سفر تعامل ایشان با حوزه علمیه نجف اشرف ویژه بود و می‌توان رفتار‌های آزاداندیشانه ایشان در این تعامل را به قصد اقدام پژوهی مورد مطالعه قرار داد.
هنگامی که سخن از آزاداندیشی به میان می‌آید، ذهن‌های ساده‌اندیش گمان می‌کنند که مراد هرهری مذهبی و باری به هر جهت بودن است و با وزیدن یک نسیم تغییر موضِع دادن را مرادف آزاداندیشی می‌گیرند؛ در حالی که معنای جوهری آزاداندیشی تنها در قید حق و حقیقت بودن است و اینکه هیچ قید دیگری نتواند شخص را گرفتار خود کند؛ و البته وقتی در قید و گرفتار حق بودنْ اوج می‌گیرد، در فدایی حق بودن و برای حق و حقیقت هزینه دادن متبلور می‌شود. نمود آزاداندیشی اصرار بر حق و آماده هزینه دادن برای حق است؛ نه بی‌غیرتی نسبت به حق و حقیقت.
و البته که در رسیدن به این حق باید روش تحقیق و اخلاق پژوهش و منطق رعایت شود و این وصول به حق، محققانه باید باشد و صد البته که شخص آزاداندیش برای خود امکان خطا نیز قائل است همانگونه که برای دیگران و لذا برای شنیدن سخنان و نقدها، تماما گوش است؛ امّا این «مشتری نقدِ اندیشه» بودن شخصِ آزاداندیش، به معنای عدم اصرار بر حق نیست و نخواهد بود.

آیت‌الله جوادی در این سفر، نمونه‌ای از این ایستادگی در مسیر حق بودند؛ گزارشات اجمالی که از دیدارهای ایشان به دست رسیده است و همچنین سخنرانی ایشان در موسسه مرحوم آیت‌الله خویی نمایان‌گر آن است. ایشان تحت تاثیر جو حوزه نجف قرار نگرفتند و بلکه در متن حوزه نجف به مواضع انقلابی دعوت کردند و با زبانی شیرین و در لفافه خطر سکولاریسمی که متوجه حوزه نجف است را تذکر دادند و صرفا به تاییداتِ مخاطب‌ْهمراه‌کن نپرداختند؛ منظورم آنجاست که پس از فرمایشات‌شان در خصوص علم آموزی در بخش دوم فرمایشات‌ «جهل» و «جهالت» را از هم تفکیک می‌کنند و جهالت را به عقل عملی اختصاص می‌دهند و جهل را به عقل نظری و پس از بیان وجوب دفع جهالت فردی سخن از «جهالت جامعه» به میان می‌آورند و می‌فرمایند که جامعه باید تلاش و کوشش کند که نظام اسلامی داشته باشد تا دچار «مات میتهً جاهلیه» نشود.

البته ایشان لسان قوم را هم رعایت می‌کنند و در عین آن که نسبت به حق و حقیقت غیرت دارند و با تبیین به آن دعوت می‌کنند، مراقب هستند که بیان به گونه‌ای نباشد که جنجال به پا شود و حق و حقیقت در این جنجال گم شود و یا احیانا هیجانات غلبه کند و گوشی بدهکار تبیینِ حقیقت نباشد.
و این هم پرتوی از آزاداندیشی است؛ همانگونه که «آزادی بیان» تابعی از «آزاداندیشی» است و نباید بیان و آزادی آن -کمیّتا و کیفیّتا- به گونه‌ای باشد که حق و حقیقت گم شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *