فکر را پر بدهید
« فکر را پر بدهید »
و نترسید که از سقف عقیده برود بالاتر
«فکر باید بپرد»
برسد بر سر کوه معنی
بشود فرهادی
بشکافد آن را
و ببیند که میان افق باورها
کفر و ایمان چه به هم نزدیکند
و چه دور از هم مانده در تاریکی
«فکر اگر پر بکشد»
جای این توپ و تفنگ
این همه جنگ
سینهها دشت محبت گردد
دستها مزرع گلهای قشنگ
« فکر اگر پر بکشد »
هیچکس کافر و ننگ و نجس و مشرک نیست
همه پاکیم و رها
همه یک نقطه پایان تفکر داریم
« اسم آن هست خدا »
شاعر: نامشخص
هرچند شعر به شعرنیمایی نزدیک است؛ ولی برخی آن را منتسب به صائب میکنند و برخی دیگر به سمیمین بهبهانی و برخی نیز به سهراب و عدهای شاعر را نامشخص میپندارند همچنین شخصی هم به نام نادر احتشامیفر ادعای سراییدن این شعر را کرده است (+)