موسی کلیم الله؛ به وقت طلوع
دیروز توفیق شد با زبان روزه برویم سینما و فیلم «موسی کلیم الله؛ به وقت طلوع» را به تماشا بنشینیم. و واقعا هم این اثر هنری را باید با زبان روزه دید و سلوک کرد و به خدا نزدیک شد …
قبلا شنیده بودم که بنی اسرائیل بسیار معجزه دیدند؛ ولی این فیلم به خوبی نشان میدهد که در سراسر زندگی بنیاسرائیل معجزه وجود دارد. و چه لذت بخش است دیدن معجزههای الهی که برای هدایت آمدهاند و دست قدرت الهی را نمایان میکند؛ حتی دیدن این معجزهها در فیلم هم الهام بخش و زنده کننده نور امید در دل بیننده است؛ حال چه لذتی بردند کسانی که در این معجزهها زندگی کردند؛ البته کسی هم که معجزه دید، دیگر نحو تعامل او با خداوند متعال و عالم غیب باید متفاوت باشد و از او دیگر مانند دیگران حساب نمیکشند؛ قلب کسی که معجزه دیده است در معرض سنگ شدگی و تحجر قرار میگیرد.
تماشای این فیلم بهرههای سلوکی ویژهای نیز دارد؛ منتهی باید با دهانیباز مترصد بود و دریچه دل را به روی آن باز کرد؛ همانگونه که میگویند هنگامی که پای درس یک استاد اخلاق مینشینیم، با دلیگشاده باید به سخنان او گوش فرا داد تا داخل در دل شود و کارگر افتد.
این نگاشته در مقام نقد و بررسی نیست؛ و البته دانش فنی نقد و بررسی فیلم را نیز ندارم، ولی به عنوان یک مخاطب راضیکننده بود و محتوای آن واقعا ارزشمند بود و میارزد که بروی در سینما تماشا کنی.
امّا یک نکته که شاید سلیقهای باشد و سلیقه من آن را نپسندیده باشد، کثرت جلوههای ویژه فیلم بود؛ به نظرم میآمد که جلوههای ویژه هرچند کیفیت خوبی داشتند، ولی زیاد بودند؛ از آنجایی که شروع پروژه با مرحوم سلحشور بود و ابتدای فیلم هم گریزی به داستان حضرت یوسف داشت، توقع میرفت که مانند فیلم یوسف پیامبر، بدون جلوههای ویژه کار را از آب در بیاورند؛ و یا حداقل حجم آن را کم کنند.
بعضی از نکات هم راجع به محتوای فیلم داشتم که بماند برای مجالی مناسبتر.
۲۷ اسفند ۱۴۰۳
وادی فتوت – قم