سره و ناسره در آثار جناب عطار

با گسترش شبکه‌های اجتماعی، جملاتی را به دکتر شریعتی یا کوروش و یا دیگر مشاهیر نسبت می‌دهند که نه تنها آن جمله به گوش آن نامدار نخورده بلکه با اندیشه‌ها و دیگر جملات او نیز در تضاد و تناقض است. و این اخلاق مختص این دوران نیست؛ بلکه در قرن‌های دور نیز این رفتار رواج داشته است که هر کس می‌خواسته از بی‌رحمی زمانه جان سالم به‌در برد، سخن و شعر خود را به یکی از مشاهیر نسبت می‌داده تا در همان عصر مولف به فراموشی سپرده نشود و ماندگار باشد.
علاوه بر آن به خاطر فضای نشر و نسخه‌نویسیِ قبل از اختراع صنعت چاپ، بعض نسخه‌نویس‌ها هر جا سروده‌ای عارفانه و بی‌نام می‌دیدند، آن را به یکی از مشاهیر عرفانی چون سنائی، عطار و یا مولوی، نسبت ‌می‌دادند. و همچنین این نکته را هم باید افزود که بعضی از خوانندگان کتب هم در حواشی افزوده‌هایی داشتند که به مرور به خاطر سهو در نسخه‌برداری، جزو متن محسوب می‌شد.

به عنوان نمونه از جمله معروف‌ترین شعر سنایی «ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایی» با همه شهرت آن، در هیچ‌کدام از نسخه‌های معتبر دیوان او نیست و احتمالا حوالی قرن ۱۰ در بعضی نسخ وارد شده است.
و یا غزل ابلیسیه «با او دلم به مهر و مودت یگانه بود / سیمرغ عشق را دل من آشیانه بود» نه تنها در نسخ معتبر از دیوان سنایی وجود ندارد؛ بلکه با اندیشه عرفانی جناب سنایی هم تطابق ندارد.
و یا در خصوص جناب مولانا، غزل معروف «روزها فکر من این است و همه شب سخنم / که چرا غافل از احوالِ دلِ خویشتنم» از ایشان نیست و همچنین غزل معروف دیگر ایشان که در کلیات شمس چاپ آقای فروزان‌فر هم آمده است؛ «اندر دو کون، جانا بی تو طرب ندیدم / دیدم بسی عجایب چون تو عجب ندیدم» سروده نزار قهستانی است.
از این دست انتساب‌ها که به نوعی تحریف ادبیات و به خصوص عرفان ادبی ما می‌باشد، کم نبوده است و به لطف آوازخوانان معاصر بعضی از این اشعار در جان مردم جای گرفته است. در بعضی از موارد اصل سروده مشکلی ندارد و شاید وزن و زیبایی‌شناسی شعری بالایی نیز داشته باشد، ولی انتساب آن به مشاهیر، نوعی تحریف و شاید خیانت به تاریخ ادبیات به خصوص ادبیات عرفانی است؛ که بعضی از آن انتساب‌ها موجب تناقض در اندیشه شاعر و برخی نیز از اساس بیرون از سبکِ شعر آن شاعر است.

از جمله مشاهیری که از این رفتار زخم خورده است و حتی با تمام پژوهش‌هایی که صورت گرفته است و بسیاری از اشعار منتسب به او نفی شده است و باز هم تصویر عمومی نسبت به وی به خاطر این انتساب‌ها، مخدوش است، جناب فریدالدین عطار نیشابوری است.
چه بسا درویش‌هایی که در قرون بعد از عطار می‌زیسته‌اند و با یاوه‌گویی‌های‌شان با نام شریف جناب عطار، نام او را به یاوه‌ها آلوده کردند که چندی از عرفان پژوهان نیز از همین باب نسبت به ایشان بی‌اعتنایی کردند؛ در حالی که آثار عرفانی ایشان چون منطق الطیر و مصیبت‌نامه، شایسته توجه درخورِ عرفان پژوهان است.
لذا از همین باب با تکیه بر پژوهش‌های جناب دکتر شفیعی کدکنی در این نوشتار تلاش شده است که آثار واقعی و سره عطار از ناسره بازشناخته شود؛ چنانچه که لب و مغز کل این یادداشت، برگرفته شده از مقدمه ارزشمند جناب‌شان بر منطق الطیر است.

از جناب عطار تنها و تنها هفت اثر به ما رسیده است که معتبر است؛ در کنار «دیوان عطار» و «مختارنامه» چهار منظومه دیگر با نام‌های «منطق الطیر»، «الهی‌نامه»، «اسرارنامه» و در نهایت «مصیبت‌نامه» دارند و در نثر هم اثر اعجاب‌انگیزی با عنوان «تذکره الاولیاء» دارند.
چنانچه خود ایشان در مقدمه مختارنامه (مجموعه رباعیات) این چنین می‌گویند:

چون سلطنتِ خسرونامه در عالم ظاهر گشت و اسرارِ اسرارنامه منتشر شد و زبان مرغان طیورنامه ناطقهٔ ارواح را به محل کشف رسید و سوز مصیبتِ مصیبت‌نامه از حد و غایت درگذشت و دیوانِ دیوان ساختن تمام داشته آمد و جواهرنامه و شرح القلب – که هر دو منظوم بودند – از سرِ سودا نامنظوم ماند که خرق و غسلی بدان راه یافت …
(مختارنامه، ص ۷۰ به نقل از مقدمه جناب شفیعی کدکنی بر منطق الطیّر )

جز این هفت اثر، هیچ اثر دیگری از جناب عطار نیست و تمام آثاری که با نام‌های «بلبل‌نامه، بیسرنامه، پسرنامه، حیدری‌نامه، پندنامه، جوهر الذات، حلاج‌نامه، سیاه‌نامه، اشترنامه، لسان‌الغیب، مظهر الذات، معراج‌نامه، مفتاح‌الفتوح، نزهت‌نامه، وصلت‌نامه، هیلاج‌نامه» وجود دارد، هیچ‌کدام از آثار عطار نیست و حتی بعضی از این آثار مانند پند‌نامه چندین بار با نام او چاپ و نشر یافته است.
لذا بایسته است عرفان‌پژوهان و همچنین اهالی ادبیات، اگر قصد دستیابی به اندیشه‌های عرفانی و سبک شعری بزرگی چون عطار را دارند، تنها به همین هفت اثر او که در انتساب اعتبار دارند، مراجعه کنند.

بررسی اجمالی هفت اثر معتبر عطار:

۱. الهی‌نامه (خسرونامه): الهی‌نامه که در واقع همان خسرونامه بوده است؛ که موضوع آن داستان «خسرو»ی است با فرزندانش؛ خسرو به معنای خلیفه است. و خسرونامه‌ (یا گل و هرمز) که حتی با نام عطار چاپ هم شده است، از شاعری است که مدت‌ها بعد از عصر عطار زندگی می‌کرده است و شدیدا تحت تاثیر اندیشه عرفانی جناب محی‌الدین بوده است.

۲. اسرارنامه: جناب عطار در این منظومه‌، حکایات کوتاه عرفانی را در چند باب آورده است.

۳. منطق الطّیر: به تعبیر شفیعی کدکنی منطق الطیر از برجسته‌ترین آثار عرفانی در ادبیاتِ جهان است و شاید بعد از مثنوی، هیچ اثر در ادبیات منظوم عرفانی، در جهان اسلام، به پای منطق‌الطیر نرسد. این منظومه سفرِ مرغان به سوی «سیمرغ» و ماجراها و دشواری‌های این راه را توصیف می‌کند؛ که بعضی از مرغان منصرف شده و بعضی هلاک می‌شوند و در نهایت «سی‌مرغ» از آن تعداد کثیر به زیارتِ «سیمرغ» نائل می‌شوند. این منظومه با لطافت تمام رابطه حق و خلق و دشواری‌های راه سلوک را بیان می‌کند. نام این اثر نیز در واقع «مقامات طیور» بوده است که در نسل‌های بعد به منطق الطّیر مبدل گشت؛ همانند خسرونامه که به الهی‌نامه تغییر کرد.

۴. مصیبت‌نامه: ظاهرا به لحاظ تاریخی آخرین منظومه عطار باشد که پس از منطق‌الطیر از برجسته‌ترین آثار عطار است و از آنجایی که از آخرین آثار ایشان است، به نظر کمال خوبی از اندیشه عرفانی ایشان را به نمایش بگذارد. این اثر بیان کننده سیر آقاقی انسان است که سالک برای رهایی از سرگشتگی خود به سراغ مخاطبان بسیاری چون فرشتگان، عناصر اربعه و بعض پیغمبران و … می‌رود.

۵. دیوان: دیوان غزلیات و قصاید عطار نیز یکی از متداول‌ترین دیوان‌های شعر و ادبیات فارسی است که از همان قرن هفتم همواره مورد استفاده و علاقه اهالی ادب و فرهنگ بوده است. البته این دیوان هم که دو چاپ مشهور آن این روز‌ها در بازار نشر است، اشعاری از دیگر شاعران را نیز به نام عطار در خود گنجانده است؛ تا این اندازه که شاید ۳۵ تا ۳۰ درصد از شعرهای آن باید به کنار گذاشته شود. (منقول از مقدمه آقای شفیعی کدکنی بر منطق‌الطّیر)

۶. مختارنامه (مجموعه رباعیات): مشتمل بر حدود ۲۳۰۰ رباعی است که خود عطار در اواخر عمر خویش در ۵۰ باب تدوین کرده و مقدمه‌ای به نثر نیز در آغاز آن قرار داده است. در مقدمه اینگونه می‌گویند: «این مقدار که در این مجموعه است اختیار کردیم، بدین ترتیب، و باقی در دیوان گذاشتیم.»

۷. تذکره الاولیاء: این نثر بی‌نظیر در شرح احوال بزرگان اولیاء و مشایخ صوفیه توسط عطار به نگارش در آمده است.

چنانچه در متن اشارت رفت، این نگاشته،
برگرفته از مقدمهٔ جناب دکتر شفیعی کدکنی
بر منطق الطّیر عطار می‌باشد.
۱۶ مرداد ۱۴۰۴
وادی فتوّت – قم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *