۲۲ بهمن؛ جشن آغاز مبارزه
استکبار که به نوعی مقابله با دعوت الهی است، با کار ابلیس شروع شد و اولین مستکبر عالم شد. اولین مستکبری که در مقابل دعوت الهی ایستادگی کرد و در مقابل دعوت و دستور الهی به سجده بر آدم، نافرمانی کرد. این نافرمانی ناشی از آن است که ابلیس خود را برتر از حق میدید. و اساسا مستکبر یعنی همین؛ خود را برتر از حق دیدن.
این استکبار ورزی در طول تاریخ استمرار داشته است؛ در هر دورهای از تاریخ نمودهایی از آن به عنوان مَثَل برای ما باقی مانده است؛ از فراعنه و نمرودها گرفته تا مستکبرین زمان بعثت نبی اکرم صلی الله علیه و آله و همچنین مستکبرانی که بعد از رحلت نبی اکرم باعث انحراف جریان اسلام شدند و همچنین مستکبرانی که حضرت سیدالشهدا در کربلا به مقابله با آنان پرداخت. همانطور که مستکبران عالم در طول تاریخ انگشتنما شدند، کسانی هم که به مبارزه با این استکبار برخواستند و زیر بار ظلم آنها نرفتند، برجسته میشوند.
وقتی استکبار مدرنیته شرق و غرب عالم را گرفته بود، این امام خمینی بود که با به صحنه آوردن انقلاب اسلامی، نفی استکبار کرد و به مبارزه با استکبار جهانی رفت. استکباری که مستکبرینش همان راه ابلیس را پیش گرفته بودند و خود را حق میدانستند، البته اینبار این استکبار تئوریزه شده بود و با اسم «علم» به خورد مستضعفین داده میشد. برای استکبارشان مبانی فلسفی بافتند و با علم کردن «نسبیتگرایی»، از حقیقت جا ماندند و خود را حق دانستند. و این خودِ گرفتار در لجن نفسانیت را برتر از حق پنداشتند. دیگر برایشان حقی باقی نمانده بود، بلکه هرچه نفس و دلشان بگوید و بخواهد حق است.
و اینگونه امانیسم به اوج میرسد و از دل تئوریزه کردن استکبار، امانیسم پدید میآید و با افتخار هم به آن اذعان دارند.
به همین خاطر هرساله بیست و دو بهمن جشن میگیرم؛ و البته این انقلاب آغاز مبارزه است بر علیه استکبار؛
و ما آغاز مبارزهمان را جشن میگیریم چرا که میدانیم «حِزْب اللّٰهِ هُمُ الْغٰالِبُونَ».