مباهله؛ مانیفست آزاداندیشی و هزینه‌دادن پای حق

امروز، ۲۴ ذی‌الحجه، در تقویم ما تنها یک ورق ساده نیست؛ سالروز واقعه‌ای است که در سال دهم هجری، نه در میدان جنگ و خون‌ریزی، که در ساحت «ایمان» و «حقانیت» رقم خورد. واقعه مباهله، در نگاه نخست شاید مناظره‌ای میان پیامبر اسلام (ص) و مسیحیان نجران به نظر برسد که در نهایت به پیشنهادِ داوریِ الهی ختم شد، اما اگر از پوسته تاریخ عبور کنیم و به مغز این رویداد بنگریم، با عالی‌ترین الگوی «آزاداندیشی» و «حق‌طلبی» مواجه می‌شویم. امروز، بازخوانی مباهله بیش از هر زمان دیگری ضرورت دارد تا مرز میان ادعای حق و ایستادگی پای حق روشن شود.

آزاداندیشی؛ رهایی از هر قید، جز حقیقت

وقتی از آزاداندیشی سخن می‌گوییم، اغلب ذهن‌ها به سوی گفتگوهای بی‌پایان یا شک‌های روشنفکرانه می‌رود. اما حقیقتِ آزاداندیشی، «حق‌طلبیِ » است آن هم حق طلبی صرف. آزاداندیش کسی است که جان و جهانش را از اسارتِ سنت‌های قومی، باورهای توده‌وار، منافع شخصی و هرگونه قید و بندِ غیرحقیقی رها کرده باشد. در این ساحت، تنها یک «قید» باقی می‌ماند و آن «حق» است. 

در واقعه مباهله، پیامبر اکرم (ص) تجسم عینی این آزادی است. ایشان نه در پی پیروزیِ قبیله‌ای بود و نه به دنبال اثباتِ قدرت؛ ایشان به دنبال آشکار شدنِ «حقیقت» بود. آزاداندیشی در مباهله یعنی اینکه انسان چنان به صدقِ آنچه یافته است ایمان داشته باشد که حاضر باشد تمام هستی‌اش را در برابر دیدگان جهان، به ترازوی نقد و داوری بگذارد.

هزینه‌ دادن؛ لبّ انقلابی‌گری

بسیاری مدعیِ حق هستند، اما تفاوتِ میانِ «مدعی» و «محق»، در آمادگی برای «هزینه دادن» مشخص می‌شود. اینجاست که تحلیلِ واقعه مباهله به اوج خود می‌رسد. انقلابی‌ واقعی، چیزی جز همین ایستادگیِ پای حق و هزینه دادن برای آن نیست. 

در آن روزِ سرنوشت‌ساز، وقتی آیه ۶۱ سوره آل‌عمران نازل شد، پیامبر (ص) برای اثباتِ حقی که به آن دست یافته بود، نه پشتِ لشکریانش پنهان شد و نه پیروانش را جلو انداخت. ایشان «عزیزترین‌ها» را به میدان آورد. حضور حضرت علی (ع)، حضرت فاطمه (س) و حسنین (ع) در آن میدان، پیامی فراتر از یک رویارویی مذهبی داشت. 

از «انفسنا» تا مرزهای بی‌نهایتِ فداکاری

تعبیر «أنفسَنا» (جان‌هایمان) در آیه مباهله، شگفت‌انگیزترین بخش این ماجراست. پیامبر (ص) کسی را با خود همراه کرد که او را همچون جانِ خویش می‌دانست. این یعنی در مسیرِ حق‌طلبی، هیچ «سپر بلایی» وجود ندارد؛ خودِ رهبر و جانِ رهبر، نخستین هزینه‌های راهِ حق هستند. 

اینکه کسی حاضر باشد نه تنها خودش، بلکه خانواده و فرزندانش را—که ریشه در قلب و جان انسان دارند—پای یک باور بگذارد، نشان‌دهنده لایه‌ای از آزاداندیشی است که در مسیر حق‌طلبی، می‌توان فدایی حق شد. در واقع، پیامبر (ص) با هزینه کردن از «انفس» و «ابناء»، امضایی بر این حقیقت زد که: «اگر حقیقتی ارزشِ زیستن دارد، قطعاً ارزشِ فدا کردنِ تمام علایق را هم دارد.»

مباهله؛ درسی برای امروز

اگر امروز مباهله را گرامی می‌داریم، به خاطرِ جشنی برای یک پیروزی تاریخی نیست؛ بلکه برای یادآوری این نکته است که آزاداندیشیِ بدونِ هزینه، شعاری بیش نیست. مباهله به ما می‌آموزد که حق‌طلبی، با عافیت‌طلبی جمع نمی‌شود. 

کسی که خود را آزاداندیش می‌داند، باید در لحظاتِ سرنوشت‌ساز، شجاعتِ این را داشته باشد که از حصارِ مصلحت‌سنجی‌های شخصی بیرون بیاید. انقلابی‌گری، در عمقِ خود، یعنی همین آمادگی برای ایستادن در برهوتِ تنهایی، به شرطِ آنکه حق در کنار ما باشد. 

واقعه مباهله نشان داد که وقتی انسان از تمامِ تعلقات آزاد شد و تنها در بندِ حق ماند، شکوهی پیدا می‌کند که حتی دشمن را به عقب‌نشینی وا می‌دارد. مسیحیان نجران نه از سلاحِ پیامبر، که از «ایستادگی او پای حق» ترسیدند؛ آن‌ها دیدند کسی به میدان آمده که برای حقیقت، هیچ مرزی در فداکاری نمی‌شناسد. و این، درسِ آزاداندیشی در تاریخ است. فرزند ایشان، سیدالشهدا صلوات‌الله‌علیه نیز در عاشورا همین درس هزینه‌دادن برای حق و اوج آزاداندیشی را به نمایش گذاشتند.

۲۰ خرداد ۱۴۰۵
تیه شهرک مهدیه – قم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *