تقویت اراده؛ چرا تکنیکهای موفقیت زرد جواب نمیدهند؟
اراده؛ از توهمِ تکنیک تا واقعیتِ حریت
سالهاست که در ادبیات موفقیت و حتی در لایههای سطحیِ دروس اخلاق، به ما آدرس غلط دادهاند. به ما گفتهاند اراده مثل یک «عضله» است؛ باید تمرین کنی، باید لیست بنویسی، باید سحرخیز باشی تا قوی شود. و این تمام داستان نیست بلکه واقعیتِ تلخ این است که اکثر ما، با وجود داشتنِ بهترین اپلیکیشنهای مدیریت زمان و شرکت در دورههای مختلف، هنوز در برابر یک نوتیفیکیشنِ سادهی موبایل یا یک وسوسهی کوچک، بیدفاع هستیم. چرا؟
در واقع اراده، یک مهارتِ جداگانه در کنار سایر مهارتها (مثل تایپ کردن یا رانندگی) نیست که بتوان آن را با چند تمرینِ ایزوله تقویت کرد. اراده، محصولِ «چیدمانِ نظامِ اندیشهی» ماست
یعنی چه؟
یعنی ارادهی شما، برآیندِ تمامِ چیزهایی است که در اعماقِ ذهنتان آنها را «مهم» یا «مقدس» میدانید. اگر ارادهتان برای ترکِ گوشی سست است، به این دلیل نیست که تکنیک بلد نیستید؛ به این دلیل است که در نظامِ فکریِ شما، پناه بردن به دنیایِ مجازی، هنوز لذتبخشتر یا امنتر از مواجهه با واقعیتِ زندگی است. اراده، همان سمتی میرود که «قطبنمایِ اندیشه» شما نشان میدهد. (البته منکر عاملی به اسم تنبلی و راحتطلبی نیستم)
۱. بنبستِ تکنیکزدگی
مشکلِ بزرگِ انسانِ امروز، و به خصوص قشر دغدغهمندِ ما و حتی بعضی از مذهبیها، «تکنیکزدگی» است. ما فکر میکنیم با خواندنِ یک کتابِ جدید درباره عادتهای اتمی یا شنیدنِ یک سخنرانیِ حماسی، ارادهمان جابجا میشود. اما تکنیکها فقط وقتی کار میکنند که «موتورِ پیشران» روشن باشد.
امام خمینی (ره) اگر در نجف یا در پاریس یا در جماران، آن نظمِ دقیق و ارادهیِ پولادین را داشت، به این دلیل نبود که ایشان متدهای روزِ مدیریتِ زمان را میدانست. نظمِ او، ثمرهیِ «توحیدِ » او بود؛ هم توحید نظری و هم توحید عملی. کسی که در نگاهش، تمامِ قدرتهای عالم «هیچ» هستند، و در مبارزه با بزرگترین قدرتهای دوران خویش نه تنها خود مجاهدت میکند که مردم را هم در این قیام رهبری میکند، قدرت اعمال اراده او در حیطه شخصی بسیار بالا خواهد بود؛ غلبه بر خواب دیگر برای او چیزی محسوب نمیشود.
۲. اراده در اسارتِ عادت
حقیقت این است که ما «بیاراده» نیستیم، ما «برده» هستیم. ما بندهیِ عادتهایی هستیم که دنیای مدرن به ما تحمیل کرده است. وقتی ذهنِ من عادت کرده است که هر ۳ دقیقه یک بار به دنبال یک محرکِ جدید (لایک، خبر، پیام) بگردد، صحبت کردن از «تمرکز» و «اراده» شوخی است.
در مکتبِ امام، اولین قدم برای رسیدن به اراده، «حریت» (آزادی و آزاداندیشی) است. حریت یعنی بتشکنی؛ و از بزرگترین بتهای این دوران، «منِ مجازی» و «عادتهای تحمیلی آن» است. تا زمانی که نتوانیم از زنجیرِ تاییدِ دیگران و اعتیاد به مصرفِ بیرویهی اطلاعات رها شویم، ارادهی ما در نطفه خفه خواهد شد.
۳. تفاوتِ مدیریتِ زمان و مدیریتِ توجه
دنیا به ما «مدیریت زمان» میآموزد، اما آنچه ما نیاز داریم «مدیریت توجه» است. زمان برای همه یکسان میگذرد، اما آن چیزی که سرنوشت را میسازد، این است که «توجهِ» ما در هر لحظه روی چه چیزی قفل شده است؟ اراده یعنی قدرتِ قفل کردنِ توجه روی «امرِ مقصود» و «اولویتِ استراتژیک».
اگر اراده ندارید، یعنی توجهتان هرز میرود. و توجه وقتی هرز میرود که هدف، بزرگتر از «من» نباشد. امام (ره) توجهاش روی «تکلیف» بود، نه روی «نتیجه» یا «قضاوتِ تاریخ». همین باعث میشد که خستگی برای او بیمعنا باشد.
۴. چه باید کرد؟ (به سویِ لایهی عملیاتی)
ما به جایِ لیستهای طولانیِ To-Do، به یک «رژیمِ توجه» نیاز داریم. اولین قدم این است که بفهمیم ارادهی ما کجای زندگیمان «نشت» میکند؟ توجهِ ما مثل آبی است که باید پای درختِ اهدافمان بریزد، اما سوراخهای ریزی مثل «چک کردنِ بیارادهی اخبار»، «درگیری در جدالهای بیهوده گروههای ایتایی» و «ترس از قضاوتِ دیگران»، این استخر را خالی میکنند.
ما باید یاد بگیریم که چطور ارادهمان را از زیرِ آوارِ اطلاعاتِ زرد بیرون بکشیم. این مسیر، با «ذکرِ فوری» و «تکنیکِ کپسولی» طی نمیشود. این یک مسیرِ صبورانه است که از تغییرِ اولویتهایِ قلبی شروع میشود. از بازخوانیِ مفهومِ «حریّت» و «آزاداندیشی» شروع میشود و از تغییر «اولویت»ها عبور میکند و به «انضباطِ استراتژیک» ختم میشود.
اگر عمری باقی بود و توفیق یار باشد در یادداشتهای بعدی، میخواهم کمی جزئیتر وارد این بحث شوم و تلاش کنم راهحلی بیابم تا بتوانیم مدلهایی که در سنت ما به خصوص سنتهای عرفانی مورد استفاده بوده است را در زندگیِ شلوغ و دیجیتالِ امروزمان پیاده کنیم.
البته ما قرار نیست به عقب برگردیم، قرار است با ابزارهای امروز، ارادهای به عمقِ تاریخ بسازیم.
به نظر شما بزرگترین چیزی که مثل آهنربا قطبنمای ارادهیتان را از مسیر اصلی منحرف میکند چیست؟ در کامنتها برایم بنویسید.
گوشی