چرا ارادهی ما در فضای مجازی «نشت» میکند؟
کالبدشکافیِ سارقانِ توجه
در یادداشت قبلی [ تقویت اراده؛ چرا تکنیکهای موفقیت زرد جواب نمیدهند؟ +] گفتیم که اراده، میوهی «چیدمانِ نظامِ اندیشهی» ماست. اما سوال اینجاست: چرا حتی وقتی میدانیم کاری مهم است، باز هم توانِ انجامش را نداریم؟ چرا ده دقیقه مطالعهی عمیق برایمان مثل کوه کندن است، اما دو ساعت چرخیدن در کانالهای خبری و گروههای ایتایی، مثل برق و باد میگذرد؟
پاسخ در یک واقعیتِ ترسناک نهفته است: ما در دورانی زندگی میکنیم که «توجهِ» ما، ارزشمندترین کالا محسوب میشود.
۱. جنبه روانشناختی: پاداشهای ارزان برای مغزهای خسته
سیستم عصبی ما به گونهای طراحی شده که به دنبال «پاداش فوری» است. در گذشته، برای رسیدن به حسِ موفقیت، باید ماهها تلاش میکردیم. اما امروز، فضای مجازی با هر «لایک»، هر «خبر فوری» و هر «افشاگریِ جنجالی»، یک قطره دوپامینِ ارزان به مغز ما تزریق میکند.
وقتی شما در یک گروه مشغول بحث هستید یا مدام اخبار را چک میکنید، مغز شما تصور میکند که در حالِ «انجام کار مهمی» است، در حالی که فقط در حالِ مصرفِ پاداشهای کاذب است. این یعنی «توهمِ کنشگری».
در واقع، ارادهی شما برای کارهای سخت (که پاداششان دیر به دست میآید) توسط این لذتهای کوچک و فوری، فلج شده است. شما بیاراده نیستید؛ فقط پسانداز ارادهتان را که از قضا محدود است، در بازارهای ارزانِ مجازی خرج کردهاید و برخلاف تصورتان، چیز ارزشمندی به دست نیاوردید.
۲. جنبه سیاسی-اجتماعی: فلجسازیِ نیروهای دغدغهمند
البته معمولا ماجرا فراتر از حیطه علوم شناختی است؛ به خصوص در دورانی که استعمار فرانوین نه تنها تمام دانشها را برای کسب قدرت بیشتر به خدمت آورده بلکه سررشتهداری و رهبری علوم را نیز در راستای اهداف استعماری خود به دست گرفته است.
در سطح کلان، ما با یک «مهندسیِ توجه» روبرو هستیم. جبههی باطل و حتی ساختارهای تجاریِ رسانهها، به خوبی میدانند که انسانِ «پراکندهذهن»، توانِ قیام و تغییر ندارد. انسان بهپا خاسته، آنچیزی است که ارکان استعمار تمدنی مدرنیته را به لرزه خواهد انداخت و این را استعمارگران این را به خوبی میدانند. (از طرف دیگر مهمترین دعوت مکتب امام نیز قیام و بهپاخاستن برای خدا است.)
انسانِ دغدغهمندی که تمام اراده و تمرکزش در میانِ انبوهِ اخبارِ راست و دروغ، جدالهای بیهوده و تحلیلهای سطحیِ شبکههای اجتماعی -اعم از ایتا و تلگرام و اینستا- تکهتکه شده است، دیگر نیرویی برای کار تشکیلاتی و مبارزه ندارد. ما را با اخبارِ زرد و جنجالهای بیپایان، به نوعی «بیحسیِ استراتژیک» دچار کردهاند تا از جهاد و مجاهدت مورد نیاز در نبرد تمدنی با استعمار جهانی، باز بمانیم. کسی که نتواند بر انگشتانش برای باز نکردنِ یک اپلیکیشن غلبه کند، چطور میتواند در برابر جریانهای باطلِ جهانی قد علم کند؟! (شاید بگویید مقایسه فضای فردی با فضای اجتماعی، قیاس مع الفارق است، امّا باید بگویم در تحلیل «اراده» به هیچوجه نباید سادگی به خرج داد. )
۳. نشتِ اراده در محیطهای نخبگانی و مذهبی
عجیب اینجاست که این نشتِ توجه در میان قشر مذهبی و انقلابی، گاهی زیر پوششِ «دغدغهمندی» پنهان میشود. فکر میکنیم اگر تمام اخبار را لحظهبهلحظه دنبال کنیم یا در تمام گروهها پاسخِ شبهات را بدهیم، در حال جهاد هستیم. اما حقیقت تلخ این است که اگر این کارها باعث شود از مطالعهی مبنایی، خودسازی و تمرکز بر اولویتهای اصلیِ زندگی و ماموریتمان باز بمانیم، ما در واقع بازی خوردهایم.
امام خمینی (ره) در اوجِ بحرانهای انقلاب، نظم و تمرکز را فدایِ جنجالهای روزمره نمیکرد. نه صرفا در حوزه فردی بلکه او میدانست که اگر «مرکزِ ثقلِ توجه» آسیب ببیند، کلِ حرکت آسیب خواهد دید؛ لذا در طراحیهای راهبردی ایشان در قبل از انقلاب اسلامی، تمرکزهای سنگین بر نقاطی راهبردی را مشاهده میکنیم؛ مثل «شاه ایران باید برود».
۴. رژیمِ توجه را از کجا شروع کنیم؟
اولین قدم برای بازپسگیریِ اراده، شناساییِ سوراخهای این استخر است. ما باید بفهمیم که «دیده شدن» و «دانستنِ همهچیز»، لزوماً به معنای «رشد کردن» نیست. ما نیاز داریم به «روزهِ توجه». یعنی زمانهایی در روز را (هرچند کوتاه) انتخاب کنیم که در آن، هیچ محرکِ بیرونی حق نداشته باشد به حریمِ اندیشهی ما وارد شود. اراده، در سکوت و تمرکز متولد میشود، نه در هیاهو.
در یادداشت بعدی، به سراغ مفهوم «حریّت» میرویم و خواهیم دید که چطور آزاداندیشی، تنها راهِ نجاتِ اراده در دنیایِ بمبارانِ اطلاعاتی است.
در بخش نظرات صادقانه بنویسید؛ در طول روز، کدام اپلیکیشن یا کدام مدل از اخبار، بیشترین سهم را در «نشتِ اراده» شما دارد؟ من اگر بخواهم بگویم: ایتا و اخبار اقتصادی در صدر هستند.